X
تبلیغات
سلام ایران - عشایر

سلام ایران

عشایر

بسم الله الرحمن الرحیم

 

دانشگاه جامع علمی کاربردی

واحد فرهنگ وهنر رشت

 

رشته : خدمات مسافرتی وجهانگردی

پودمان : هفتم

درس : مردم شناسی

استاد مربوطه : سرکار خانم ملک مطیعی

عنوان تحقیق : آداب ورسوم ( عشایر ایران )

محقق : مهرداد نویانی

 


عشایر

 عشاير ایران که معيشت و آداب و رسوم خاص خود را دارند در ايران يكی از جذاب ترين شيوه های زندگی اجتماعی به شمار می آيند. استان اردبیل از ايل ها و عشاير متعددی برخوردار است كه مهم ترين و منسجم ترين آن ها ايل های شاهسون و ارسباران هستند كه درمناطق گوناگون استان پراكنده شده اند. ايل شاهسون ازمهم ترين و معروف ترين ايل های استان های اردبیل و آذربايجان شرقی به شمار می رود كه دارای پيشينه تاريخی زيادی بوده و از ويژگی های خاص اجتماعي- فرهنگی برخوردار است. اعضای این ایل دام دار هستند و از مراتع سرسبز كوه های خطه اردبیل استفاده می كنند. عشاير ارسباران نيز در نواحی كوهستانی به سر می برند و قلمرو عمده آن ها بخش باختری دشت مغان است. عشاير خلخال در نواحی كوهستانی و جنگلی شهرستان خلخال زندگی می كنند.
درباره وجه تسميه نام و پيشينه تاريخی ایل شاهسون؛ بايستی گفت: هنگامی كه سرزمين ايران دچار هرج و مرج و آشوب بود و هركدام از امرای تيموری و آق قويونلو و ديگر حكام محلی گوشه ای از اين سرزمين را محل حكومت خود كرده بودند، اسماعيل ميرزا كه بعدها به شاه اسماعيل معروف شد، توانست با سركوب آق قويونلوها (كه يكی از قبايل با نفوذ حاكم برايران بودند) در سال 907 هجری قمری، بنيان حكومتی خود را به مدت دو و نيم قرن استوار سازد. افرادی كه شاه اسماعيل را در اين جنگ ها ياری می كردند، در تاريخ به نام قزلباش ها شهرت يافتند و شامل 32 قبيله مختلف بودند كه شاه اسماعيل آن ها را در زمره نجبا در آورد و به ايشان عمامه خاصی داد كه 12 ترك داشت و ميان آن كلاه سرخی مانند فينه می گذاشتند و به همين لحاظ به قزلباش ها معروف شدند.
در سال های 991 تا 994 هجری قمری سلطان محمد خدابنده به منظور جلب حمايت عليه ازبكان و عثمانی ها تصميم گرفت افراد غير نظامی را با رضايت خود به خدمت نظام درآورد كه اين عمل او به شاه سون (يعنی دوست داران شاه شدن) معروف شد. درسال 998 هجری قمری افراد قزلباش عليه نماينده شاه؛ سر به شورش برداشتند كه از اين رو شاه اسماعيل نسبت به قدرت آنان بدبين شد و گروه ديگری با نام شاهسون را برای درهم شكستن قدرت آن ها بسيج كرد.
بنابراين شاهسون ها (دوست داران شاه) به گروهی اطلاق می شدند كه از سوی شاه عباس تشكيل يافته بود تا جای قبايل ترك را كه از سلسله صفوی پشتيبانی كرده بودند، بگيرند.
شاهسون ها از آداب و رسوم سنتی و قوی برخوردارند، هرچند كه از گذشته های دور از حوادث و خطرات دور نمانده و تحولات زمان برآن ها بی تاثير نبوده است. بر اساس قرارداد تركمن چای كه طی آن قسمتی از مرزهای شمالی ايران به روس ها واگذارشد و به این ترتیب قسمت بزرگی از منطقه قشلاقی شاهسون ها از بين رفت.
منطقه تابستانی (ييلاقی) شاهسون ها را ارتفاعات اهر، مشگين شهر و اطراف آن تشكيل می دهد و منطقه قشلاقی آن ها را بخش های خاوری جلگه كم عمق مغان (كه در حدود 150 كيلومتر از منطقه سردسير فاصله دارد و نزديك رود ارس است) تشكيل داده است. منطقه ييلاق و قشلاق طايفه های شاهسون كاملا مشخص است. هنگام كوچ ابتدا از قيشلاخ (گويش محلی قشلاق) يا منطقه زمستانی به يازلاخ يا منطقه بهاره و سپس به ييلاخ (گويش محلی ييلاق) منطقه تابستانی می روند. در مراجعت پيش از استقرار در قشلاق، در محلی پاييزه كه همان اردوگاه های پيرامون قشلاق هستند، توقف می كنند. جايگاه تابستانی شاهسون ها؛ شامل 4 تا 5 آلاچيق است كه در حد فاصل 100 متری درچراگاه برپا می شود.
قدمت تاريخی شاهسون ها سبب شده آداب و رسوم و شيوه های معيشت آن ها برای افراد عادی جذاب و ديدنی باشد، چنان كه بازديد از زندگی عشاير شاهسون يكی از پرطرف دارترين برنامه های گردشگری ناحيه آذربايجان شرقی و اردبيل به شمار می آيد. ايل شاهسون از طايفه، تيره، كويك و هر كويك از چند اوبه و اوبه ها از تعدادی خانواده تشكيل شده است. در راس هر طايفه؛ ايل بيگی از سوی دولت مركزی برای حفظ نظم و وصول ماليات انتخاب می شد ولی اداره طايفه برعهده بيگ بوده كه از طرف ايل بيگی گمارده می شد.
ايل شاهسون در استان های اردبيل و آذربايجان شرقی زندگی می كنند و برخی از آن ها در طی ساليان گذشته يك جا نشين شده اند. شاهسون ها از سجايای اخلاقی خوبی برخوردار هستند و در تيراندازی و شكار و ميهن پرستی شهرت دارند. آن ها به زبان آذری صحبت می كنند و شيعه مذهب هستند. برپايی جشن ها و آيين های اسلامی و ايرانی از مهم ترين آداب و رسوم آن ها به شمار می آيد كه به شكل های خاصی و با رعايت اصول ايل انجام می شود و برای گردشگران بسيار جذاب، ديدنی و شنيدنی است.
شاهسون ها جشن های خود را درميدان برگزار می كنند و در عيد های مذهبی از جمله عيد قربان و عيد فطر پس از نماز عيد به ديد و بازديد يك ديگر می روند. مراسم ها و آداب ازدواج در ميان اين ايل از اهميت زيادی برخوردار است. وقتی پسری خواهان دختری است دو نفر از ريش سفيدان ايل را به چادر پدر دختر می فرستد و آن ها در صورت توافق عهد و پيمان می بندند و خيلی به آن اهميت می دهند. پس از خواستگاری؛ خانواده داماد برای عروس هدايايی از قبيل: روسری، گردن بند، آينه، پارچه و شيرينی می برند. چند روزمانده به تاريخ عروسی از مهمانان دعوت به شركت در مراسم می شود. مهمانان هدايايی به همراه می آورند و به محض نزديك شدن مهمانان؛ داماد و همراهان وی به اتفاق نوازندگان سازهای محلی به استقبال آن ها می روند. مهمانان شام را در چادر خانواده داماد می خورند و مبلغی به آشپز و آبدارچی هديه می كنند. اين مراسم چند روز ادامه دارد و در روز آخر مهمانان به خانه عروس رفته و عروس را همراه خود به چادر داماد می آورند. زمانی كه عروس قصد خروج از منزل پدر را دارد، يكی از افراد خانواده او كمربند زيبای طلايی به كمر او می بندد، سپس عروس با آينه و جهيزيه خود به سمت خانه داماد حركت می كند. هنگامی كه عروس به چادر داماد نزديك شد، داماد سيب سرخ يا دسته گلی به طرف او پرتاب می كند كه دراين موقع سواركاران هر يك به نوبه خود به نمايش های محلی می پردازند.
لباس های محلی ايل شاهسون يكی از مهم ترين جاذبه های فرهنگی اين ايل به شمار می آيند. مردان ايل شاهسون پوشاك اختصاصی ندارند، كت و شلوار و كلاه آنان معروف به كپي
kepi
يا كلاه ترك داری كه نظير كلاه مردان گيلان است؛ تشكيل دهنده ی پوشاك مردان شاهسونی است.
لباس بانوان ايل شاهسون هريك ياد آور گوشه ای از پوشش مردم ساير مناطق ايران زمين است. روسری بانوان را چارقد گلداری تشكيل می دهد كه با يك كلاغی بسته می شود. پيراهن زنان ايل شاهسون از رنگ های متنوع و شاد تشكيل شده و بلند است. تنبان؛ شليته ای است كه می پوشند و شبيه تنبان های بانوان گيلان، بختياری و قشقايی است. جليقه زنان شاهسون را پارچه های دوخته شده بدون آستين تشكيل می دهد كه روی آن ها سكه های طلا و نقره دوخته شده است و تعداد سكه ها نشان دهنده ميزان ثروت خانواده است.
شاهسون ها در چادرهای نيم كره ای شكلی زندگی می كنند كه آن ها را آلاچيق و برخی را كومه می نامند. كومه معمولا از آلاچيق كوچك تر است و از جنس خشن بافته می شود ولی آلاچيق با ظرافت و مهارت بافته می شود و دوام آن ها از كومه بيش تر است. فضای داخلی كومه ها به طور معمول 5 متر است. آلاچيق اصلی عموما از نمد سفيد و با ظرافت است اين نمدها با طرح های رنگی در جلو و طرفين تزييين يافته و سر درب ورودی ها منگوله هايی آويزان است.
نمدهای اين چادر به علت باران و گرد و خاك و دود داخل به تدريج قهوه ای و سرانجام سياه می شوند. چاتما
catma
نيز نوع ديگری از چادرهای عشاير شاهسون است كه در توقف گاه های موقت برپا می شود.
شاهسون ها يكی از بزرگ ترين دام داران و كشاورزان ناحيه آذربايجان شرقی و اردبيل هستند. زندگی آن ها تا حدود زيادی به دام وابسته است و وجود فرآورده های دامی سبب شده است كه صنايع دستی در ميان اين ايل اهميت زيادی داشته باشد. انواع گليم، جاجيم، خورجين و جل اسب ازمهم ترين صنايع دستی عشاير شاهسون به شمار می آيد. مهم ترين بافته شاهسون ها گليم های سوزن دوزی و ظريف معروف به سوماك است كه درزبان محلی آن را ورنی بافی می گويند. ورنی بافی مهم ترين و زيباترين صنايع دستی اين ايل است كه طرح های پيچيده آن را با دستگاه های عمودی يا افقی به صورت تكه های دراز و باريك به طول 3 متر می بافند و سطح آن ها را با نقش های پيچيده، سوزن دوزی می كنند. معمول ترين و معروف ترين طرح اين گليم ها كشتی نوح نام دارد كه به شكل سوزن دوزی با طرح كشتی است و در وسط آن درخت و اطراف آن پرندگان و جانوران ديده می شوند.
مفرش نوعی صنايع دستی روستايی و عشايری است كه در منازل روستايی برای نگه داری رخت خواب و لوازم خواب از آن استفاده می شود و در كوچ ايلات و عشاير نيز مفرش وسيله بسيار مناسبی برای حمل وسايل مختلف به شمار می‌آيد. مفرش به شكل مكعب مستطيل است و در اندازه‌های مختلف به هم دوخته می ‌شود و نقش و نگارهای زيبا و دل‌انگيزی دارد.
جل اسب های ايل شاهسون هم از لحاظ سبك خاص تصوير حيوانات و پرندگان و هم از لحاظ رنگ پردازی، از بهترين رو اسبی های ايران به شمار می روند. خورجين برای حمل اشيا و وسايل دستی مورد استفاده قرار می ‌گيرد و با نقوش خاص و زيبايی بافته می شود. علاوه بر خورجين، برخی ديگر از لوازم مورد نياز عشاير مانند بزک شتر و نوار مخصوص چادر به همين شيوه بافته می شود.
كوچ نشينان ارسباران در منطقه زيبای ارسباران در ناحيه كوهستانی و جلگه ای به سر می برند و قلمرو عمده آن ها در بخش باختری دشت مغان در پيرامون شهرستان اهر است. نام اين ايل از منطقه سكونت آن ها بين سرزمين ارسباران و قره داغ گرفته شده است. سابقه تاريخی اين ايل نيز شباهت زيادی به تاريخ شاهسون ها دارد. منطقه تابستانی ييلاقی ايل ارسباران را كوه های اطراف ارسباران و سبلان تشكيل می دهد. منطقه زمستانی (قشلاقي) ايل ارسباران را نيز جنوب دشت مغان و اطراف رود قره سو و كنار رود ارس در منطقه خدا آفرين تشكيل می دهد. كوچ نشينان ارسباران همانند شاهسون ها از طايفه، تيره، كويك، اوبه و خانواده تشكيل شده است. جشن ها و آيين های اين ايل شباهت بسيار زيادی به مراسم ها و آيين های ايل شاهسون دارد.
به طور كلی شيوه معيشت، لباس ها، موسيقی، جشن ها و آداب و رسوم خاص عشاير اردبیل و آذربایجان شرقی سبب شده بازديد از زندگی عشاير شاهسون و ارسباران در آذربايجان شرقی يكی از مهم ترين و جذاب ترين برنامه های گردشگران اين خطه به شمار آيد

فرهنگ و آداب و رسوم عشایر استان آذربایجان شرقی:
این مردمان افرادی شاد وسرزنده هستند و تمام مراسم ملی و مذهبی ایران را محترم شمرده  و در میدانها به رقص و شادمانی در جشنها می پردازند ( در مواقع جشنها

 

 

جشن عید فطر و عید قربان و نوروز :
در عید فطر پس از برقراری نماز عید به دید و بازدید یکدیگر می روند . در روز عید قربان در میدان عمومی ایل گرد آمده و گوشت قربان را بین فقرا قسمت می کنند  و این مردم عید نوروز را بزرگ داشته به یکدیگر در نوروز هدیه می دهند .


  

مراسم خواستگاری و عروسی :
در مراسم خواستگاری چند تن از بزرگان و ریش سفیدان خانواده داماد برای خواستگاری به خانه عرو س می روند و عروسی ها بطور معمول 5 تا 10 روز به طول می انجامد . در جشن عروسی میهمانان سرشناس با ساز و دهل ( زرنا قاوال ) وارد مجلس می شوند و رقاصی دوره میچرخد و مدعوین برای کمک به زندگی داماد مبالغی به داخل سینی میریزند . هدایای خانواده های نزدیک عروس بیشتر شتر و یا گاو و یا گوسفند است
.
در ایلات شاهسون چنین است که در مراسم عروسی دو تن ریش سفید از خانواده داماد به چادر عروس می روند و عهد و پیمان میبندند پس از شیرینی خوران هیچ گونه رابطه ای در زمان نامزدی بین عروس وداماد وجود ندارد .و میهمانان به همراه خود هدایائی از قبیل تفنگ شکاری و آینه و شیرینی می آورند  و میهمانان در شب عروسی در منزل داماد خواهند ماند .هنگامیکه عروس را از خانه خودش به خانه داماد می آورند یکی از کودکان خانواده عروس کمربند زیبای طلایی به کمر عروس می بندد و عروس به خانه داماد برده می شود و در جلوی او آینه و در عقب او جهیزیه همراه است. همین که عروس به داماد نزدیک شد داماد سیب سرخ یا دسته گلی به سوی او پرتاب می کند و سواران و کشتی گیران و رقاصان هریک به نوبه خود بکار و تفریح و نمایش می پردازند.


  

تولد نوزاد : این مردم به نوزاد پسر بیشتر از دختر اهمیت می دهند اگر پسری به دنیا بیاید برای اطلاع همسایگان در پشت بام ویا آلاچیق بوته خاری می گذارند که علامت سرور و شادمانی است . در مجلس جشن تولد نوزاد پسر مهمانان با لباس سرخ رنگ و پو لک دوزی شده بخانه پدر نوزاد می آیند


  

سوگواری و عزاداری : در سوگواری و عزاداری می توان گفت که بیشتر عشایر آذربایجان یکسان عمل می کنند و ده روز ماه محرم و تعزیه عاشورا را با جان و دل عزا میگیرند و با اهمیت ترین سوگواریها ماه محرم و شهادت حضرت علی (ع) می باشد.
ایام عزاداری و سوگواری در میان عشایر از قدیم الایام رواج داشته است و به خصوص پس از وقایع عاشورای حسینی موضوع عزاداری مانند سایر شیعه های ایرانی بصورت یک عزای عمومی و مذهبی در راس کلیه مراسم متداول قرار گرفته است. عشایر آذربایجان بخصوص ساکنین اطراف سبلان ماه محرم را با پوشیدن لباس سیاه و پوشیدن لباس سیاه بر سر چند روز مانده به ماه محرم دسته های عزاداری تشکیل می دهند و در غروب آفتاب این دسته ها که در زبان محلی (شاخسی واخسی که همان شاه حسین و وای حسن ) است و با شعار وقایع کربلا این دسته ها  تا روز عاشورا ادامه دارد که این دسته ها در آن روز به صورت دسته هایی در آمده و مراسم سینه زنی انجام می پذیرد و با شروع شبیه خوانی عزاداریهای این دسته ها به پایان می رسد.

 

سایر موارد مربوط به زندگی :
وسائل استراحت وآسایش

الف- پلاز و جاجیم : دو نوع دست بافت عشایر است که زنان عشایری در موقع فراغت در محل سکونت بخصوص در فصول مساعد آنرا بادست و سایر وسایل مورد نیاز بافتنی می بافند و بصورت فرش و یا لحاف از آن استفاده میکنند . گلیم و ورنی نیز از دست بافتهای عشایر و برای استفاده و هم برای فروش و تامین ارزاق می باشد
.
ب-نمد : یکی دیگر ازبافتهای محلی عشایر است که مردان عشایر آنرا با کوبیدن پا از پشم گوسفند وشتر به ترتیب ذیل می کوبند پس از آنکه زنان عشایری پشم گوسفندها را خوب شستند و تمیز کردند آنرا لای پلاز پهن کرده و بصورت لوله می پیچند و با طنابی محکم می بندند پس از آن چند نفر از جوانان آنرا آنقدر با پا می کوبند که آن پشم ها بصورت نمد در می آیند و غیرقابل نفوذ میباشد .  نمد در حال حاضر با وجود موکت و برزینت و پوشش پلاستیکی رخت بسته است
.
پ- دسترخان یا سفره : نیز از وسائل تلفظی زمانهای نه چندان دور عشایر بود که الان سفره بیشتر مانوس است تا دسترخان

ت- سماور: یک کلمه و لفظ روسی است که در زمانهای دور و در زبان ترکی آذری و فارسی جای خوش کرده است این وسیله از آنجائیکه با ذغال یا چوب نیز گرم می شود بطور کلی به عنوان کتری نیز آن استفاده می شود
.
ج- چپق: همانند پیپ بوده و در عشایر متداول بوده است
.
چ- فرماش : برای جمع کردن رختخوابها و سایر البسه بود که امروز گونی و سایر بسته های نایلونی جای آنرا گرفته است
.
خ- سهنگ ((کوزه گلی)): نیز امروز منسوخ شده و جایش را به پارچ و تنگ های نایلونی داده است
.
البسه و زیور آلات

یل ((کت زنانه)):از لباسهای بالا تنه مخصوص ((یل)) به فتح ((ی)) می باشد امروزه بیشتر کت جای آنرا گرفته است در رنگهای الوان و بیشتر از مخمل و یا پارچه های پشمی ضخیم می دوختند و به یقه وسر آستین آن از پولک های رنگین یا سکه های نقره ای و بعضی از اوقات زر نیز می دوختند و دورادور یقه و سر آستین از ملیله و نوارهای زرین می دوختند
.
تومان - کونک و شلیته تومان :عبارت بود از یک پیراهن از پارچه های ظریف و لطیف مانند ((وال)) در متراژ زیاد که از گردن تا انتهای قوزک پا می باشد و طبق روال زیور آلات بر یقه و سر آستین نیز می دوختند و این پیراهن در طرفین از کمر به پایین دارای چاک سرتاسری بود که بازدور آن چاکها از نوارهای رنگین و ملیله دوزی استفاده میشد
.
((
تومان))و بقول امروزیها دامن از جند متر پارچه رنگین می دوختند و تمام دور قسمت پایین آنرا با نوار مشکی زینت می دادند و این تومان به علت متراژ زیاد  پارچه در دور کمر آن بند تومان مخصوص که (( تومان باقی )) می گفتند می انداختند . عجیب اینجاست که زنان عشایر بخصوص تازه عروسها 3 تا 10 عدد از این تومانها می پوشیدند
.
شتّه : از روسریهای مخصوص عشایر که هنوز هم متداول است ((شتّه)) به فتح ((ش)) می باشد که پس از آنی که ((معمولا شال )) بر سر انداختند از روی روسری با شتّه دور سر روسری انداخته را چند دور می پیچند و در پشت سر  آنرا بند میکنند اگر شتّه را روی لب و دماغ خود بکشند (( د̕واق))گفته می شود.

 

صنایع دستی ایل قشقایی

قشقایی هنوز هم گبه هایشان چیز دیگری است. زنان قشقایی هنوز هم بر چله هایی که مردانشان کشیده اند، رویاهای خود را می بافند. آزادگی طبیعت و کوه های سربه فلک کشیده سرزمینشان را نقش می زنند. نمونه هایی از حاصل این تلاش هر روزه را می توان در سرای مشیر یافت.
سرای مشیر که انواع تولیدات هنرمندان صنایع دستی فارس در آن به فروش می رسد، در بافت تاریخی این شهر قرار دارد.
شیرازیان که بهار را با عطر گل های بابونه آغاز می کنند و شب هایشان با عطر گل های شب بو به آخر می رسد، هنرهای بسیاری دارند که در طول زمان پدیده آمده، اما مهم ترین آنها بافته های روستایی و عشایری است. معرق چوب،منبت کاری، ريزه کاری، نقاشی روی چوب، سفال و سراميک سازی، کاشی معرق کاشی هفت رنگ، نقاشی روی سفال، طراحی و نگارگری از دیگر رشته های رايج در استان فارس است که آنها را می توانید در بازار های این شهر بیابید.
بخش عمده ای از توليد گليم استان فارس به دست زنان و دختران عشاير ساکن و کوچ رو قشقايی انجام می شود. آنها برای بافت گليم معمولاً از نقشه استفاده نمی کنند. نقشه ها ذهنی هستند و بافندگان معمولاً از طرح هايی استفاده می کنند که از نسل های گذشته به آنها انتقال يافته و حتی تغييرات جزيی در همان چارچوب آداب و رسوم موجود در منطقه شکل گرفته است.
بافت گلیم نیز از دیگر هنرهای عشایری است و آنچه هنرمندان فيروزآباد، ممسنی و داراب می بافند، بیش از بافته های دیگر شهرت دارد.
قالی بافی رشته دیگری است که عشایر فارس بیش از دیگران در آن تبحر دارند. علاوه بر زنان هنرمند قشقایی، بافندگان ایل خمسه و روستاییانی که در مسیرکوچ این عشایر زندگی می کنند نیز، قالی های خوبی می بافند.
فرش بافان اين استان معمولاً دست بافت های خود را نه به عنوان يک کالای تجاری بلکه برای خود توليد می کنند و چون دنباله رو نوسانات بازار فرش نيستند، طرح هایشان رنگ آميزی و طراوت خاصی دارد. هرچند که در سال های اخير بافندگان عشايری به بافتن فرش برای فروش و به سليقه مصرف کنندگان روی آورده اند اما باز همان طرح های ذهنی و رنگ های مرسوم گذشته در میان این آثار دیده می شود.
گبه را حتما می شناسید و نام آن در گذر این سال ها به گوشتان رسیده است. گبه؛ نوعی قالی گره بافته است با پرزهايی بلند يک سانتی متری و پودهای متعدد و معمولاً درشت بافت. اين بافته که پیش از این ايلات و عشاير تنها مصرف کنندگان آن بودند، امروزه یکی از پر مصرف ترین بافته های ایرانی است که در خارج از مرزها هم طرفداران زیادی دارد. در گبه های قشقايی، بافنده از رنگ ها و نقش های متفاوتی استفاده می کند. از نقش های مورد علاقه گبه بافان ايل قشقايی نقش شير است که علاوه بر اهميت باستانی مظهر جوانمردی به شمار می آید و با وجود شير در منطقه کامفيروز و دشت ارژن، بی ارتباط نيست.
از دیگر بافته های عشاير قشقايی که در بازارهای شیراز می توانید آنها را ببینید، جاجيم است که برای پوشاندن رختخواب و اثاثيه درون چادر استفاده می شود، از اين رو به آن «پوشن» نيز می گويند. شما می توانید از آن به عنوان کف پوش یا پرده استفاده کنید. جاجيم های کوچک در میان عشایر به عنوان روانداز نيز کاربرد دارند.
این نوع بافته را به رنگ های مختلف می بافند و در بافت آن بيشتر از رنگ های روشن استفاده می کنند. برجاجيم نقش هایی چون شطرنجی، آينه گل، کنگره، نقش موازی، نقش حوض، نقش مدخل، نقش لوزی و... دیده می شود.
رند نیز بافته ای دیگر است که تنها می توانید آن را میان عشایر بیابید و اگر توانستید در سفر به استان فارس به میان آنها بروید، از خودشان خریداری کنید.
شيوه بافت رند مانند ورنی و شيرکی پيچ، به طريق پودپيچی است.
اين بافته که مانند ساير بافته های ايلی بر روی دار افقی بافته می شود، تنها در میان ایل نشینان استفاده می شود و آنها هم به دلیل وقت گير بودن، رند را تنها در مناطق قشلاقی می بافند.

 

رقص در ایلات و عشایر ایران زمین

 

یکی از مهمترین آداب و رسوم در میان ایلات و عشایر ایران رقص یا حرکات موزون و ریتمیک می باشد . هرچند رقص درکنارموسیقی به عنوان یک سرگرمی و عاملی روحیه بخش ، نشاط آور و شادی آفرین  مطرح است  که به زندگی سخت و دشوارایلیاتیِ سخت کوش،  رنگ و جلایی خاص می بخشد ، لکن رقص از جنبه های دیگری نیز قابل بررسی  است . رقص به عنوان یک هنر در کنار موسیقی و شعر بیان کننده حالات روحی و وسیله ای برای بیان احساسات و عواطف فردِایلیاتی بوده و نیزابزاری جهت ایجاد ارتباطِ نمادین می باشد .  رقص درهمراهی با قصه گویی ونقالی نوعی نمایش گونه ی پرشور برای جذاب کردن کار قصه گوست و از این جهت  قابل مقایسه با پانتومیم یا نمایش صامت در تئاتر می باشد که در آن فارغ از صحنه آراییهای مرسوم ، تنها با حرکات صورت ، دستها و بدن ، معنایی خاص را به بیننده القا می کنند  . رقص همچنین کارکردهای دیگری مانند برانگیختن حس تعاون و دوستی از یکسو و پرورش احساس رقابت سازنده میان افراد ایل  دارد و سبب آمادگی جسمانی و روانی برای انجام کارهای سخت زندگی کوچ نشینی می شود . باید توجه داشت که در اکثر ایلها و عشایر ایران همچنانکه بخش عظیم ، مهم و سختی از کارها بر دوش زنان است و زنان نیز دوش بدوش مردان و گاهی حتی بسیار فراتر از آنها به کار می پردازند و در تقسیم کار اجتماعی واجد نقشها و جایگاههای مهم و قابل توجهی هستند، درآیینها و رسوم نیز همه ی افراد ایل اعم از مردان و زنان همراهند و اصولا" در رقصها خصوصا" آنها که بازگوکننده ی مفاهیم خاصی هستند، هم زنان و هم مردان دارای نقش برابر می باشند و در رقصهای آیینی همه با هم  می رقصند . این همراهی زنان با مردان در رقص ، در گذشته و تاریخ  تمامی عشایر  به چشم می خورد، لکن در معدودی از عشایر اکنون زنان و مردان در دستجات جداگانه ای می رقصند .
در بررسی رقصهای مختلف در میان ایلات و عشایر ایرانی با توحه به خصلتهای مشترک باید رقص و آداب آن را از جنبه های زیر مورد توجه قرارداده و به این نکات توجه کرد :
1) جنبه های نمادین و مفهومی رقص : رقصها
  دارای بار مفهومی و نمادین می باشند بنابراین در بررسی رقصها باید به  جنبه های نمادین رقصها که در حرکات دستها ، پاها و کل بدن قابل استخراج است 
توجه گردد. معانی مختلفی دررقصها نهفته است. گاه شکر گزاری به درگاه خداوند گاه ترتیب خاص یکی از کارهای زندگی عشایری مانند پشم چینی گوسفندان یا کارهای کشاورزی ، سوارکاری ، جنگ با مهاجمان فرضی و تهدید آنان در قالب حرکات رقصنده بیان می گردند .
2) جنبه ی تاریخی رقص
: رقص مانند دیگر عناصر فرهنگی هر قوم ، ریشه در گذشته ی تاریخی آن قوم دارد و با گذشت زمان مفاهیم و آداب آن به دلایل مختلف تغییر کرده یا تثبیت شده است .رقصهای ایلات و عشایر نیز از این قاعده مستثنا نبوده است وریشه در تاریخ ایل دارد جنگها و تهاجم بیگانگان به ایل از مهمترین عوامل تاریخی است که در رقص ها نمود یافته است. از سوی دیگر با تحمیل یکجانشینی یا تخته قاپو به ایلات از خشونت حرکات و سرعت ریتم موسیقی و رقص کاسته شده است . از سوی دیگر با تسلط اقوام دیگر یا نفوذهای فرهنگی که در پی مغلوب شدن و تحت سلطه در آمدن ایلها در طول تاریخ به وقوع پیوسته است ، تغییراتی پیش آمده و رقصهای کنونی بیشتر آمیزه ای از رقصهای اصیل و عناصر تازه تر می باشند . مثلا" با تسلط اعراب بر ایران یا در طی سلطه ی مغولها تاثیراتی را می توان در رقص ایلات مشاهده کرد . مثلا"جنبه های آماده سازی بدنی وتمرینات دفاعی و جنبه های اسطوده ای تقویت شده است.
3
) جنبه ی تعاون و همراهی و هماهنگ کنندگی رقص : رقصها  نوعی هماهنگی و روحیه ی تعاون و همکاری را در شخص ایجاد می کنند . نزدیکی گروه رقصنده با یکدیگر و حرکات یکنواخت و هماهنگ گروه با توجه به تلاشی که هرشخص در طی آن سعی می کند خود را با دیگران هماهنگ کند نوعی روحیه ی برادری و تعاون در میان 
افراد ایل پرورش می دهد .
3
) جنبه های عرفانی رقص : یکی دیگر از جنبه های قابل تامل در رقص ایلات و عشایر وجود عناصر عرفانی ، رازورزی و گنوسیسم است همچنانکه در سماع سعی بر آن است که با برداشتن پرده ی عناصر مادی مانند زبان و جسم ، بیواسطه و مستقیم به انوار حق واصل شد، گاه عناصر عرفانی و نزدیک به سماع یا رقص عارفانه در رقصها دیده می شود و گاه مانند رقص و آهنگ مرغ حق در عشایر شرق و جنوب خراسان رقص به تمامی در خدمت عرفان و خداجویی بیواسطه است . 
از سوی دیگر گاه رقص حالت نوعی ریاضت و تزکیه ی نفس به خود میگیرد .
4
) جنبه های اسطوره ای رقص ایلیاتی
: این نیزاز مهمترین عناصر رقص ایلی است توجه به اسطوره ها و سعی در نمایش داستانها ی اساطیری و حماسی از عواملی است که باید مورد توجه قرار بگیرد .
5 ) جنبه ی آماده سازی بدنی و ورزش برای کسب توانایی  انجام کارهای سخت
: رقصها خود نوعی ورزش سخت و آماده کننده ی بدن برای انجام کارهای سخت هستند و در طی آن همانند نوعی ورزش بدن پرورده می شود و به آمادگی لازم جهت انجام امور و کارها می رسد . در رقص چوب بازی که علاوه بر خراسان در بسیاری ایلهای دیگر مثل بختیاری ها و قشقایی ها انجام می شود ریشه و بنیاد رقص به زمان تسلط مغولها به ایران می رسد که افراد ایل در طی رقص با چوب توانایی دفاع و حمله را می آموزند و در آن تبحّر می یابند .
6
) جنبه ی رقابت رقص : در 
رقصها ی عشایری نوعی حس رقابت برانگیخته میشود که سازنده است و بهشخص انگیزه می دهد تا با جدیت کوشش و تمرین بیشتر مهارت خود را ارتقاء بخشیده خود را به موقعیت مرتبه ی اول و بهترین رقصنده نزدیک کند . رشد روحیه ی رقابت از رقص به کارهای دیگر کشیده می شود و به افراد انگیزه بری تلاش بیشتر و انجام بهتر کارهای ایل می دهد .
7 ) جنبه شادی
، سرگرمی و آیینی در مراسم های خاص از آنجا که زندگی کوچ نشینی زندگی سخت همراه با انجام کارهای طاقت فرساست این نوع زندگی نیازمند کسب روحیه و استفاده از عناصر شادی بخش و سرگرم کننده است در زندگی ایلی هر لحظه می تواند حوادث سخت و جانفرسایی در بر داشته باشد از سوی دیگر در کنار روزهای سخت و پر کار زمانهایی نیز فرا می رسد که در ییلاق یا قشلاق ایل کار چندانی برای انجام ندارد این درست فرصتی است که در عروسیها مراسم ختنه سوران و دیگر آیینهای سرور و شادمانی و سرگرمیها فرصت بروز می یابند مهمترین سرگرمیهای ایلی را می توان در رقصها و بازیها دید . عناصر مشترک بسیاری مابین رقصها و بازیها وجود دارد در میان عشایر فارسی زبان خراسان به رقص ، واژه ی بازی اطلاق می شود در عین اینکه بازی یا رقص بسیار جدی گرفته می شود و گاهی حتی نوعی عبادت ، دعا یا طلب حاجتی از آفریدگار به حساب می آید .
8 ) جنبه ی موسیقایی و ریتمیک : همراهی سازهای خاص در هر ایل که نشان از روحیات خاص با رقص 
و هماهنگی سازها و فراز و فرود آن در هماهنگی با موسیقی و سازهای خاص هر ایل
9 ) جنبه ی منعکس کننده ی روحیات خاص هر ایل که علاوه بر رقص در اشعار خاص هر ایل نیز قابل دستیابی است
  

10 ) جنبه های دینی رقص : رقصهای ایلی گاه حالت عبادت  یا طلب حاجتی به خود می گیرد مانند رقص طلب باران در عشایر جنوب خراسان . در برابر چنین رقصهایی معمولا" نه تنها رقصنده بلکه دیگر افراد  حاضردر صحنه نوعی حالت احترام و اعتقاد قابل رویت است . این رقصها بسیار جدی گرفته می شود و همگان در انجان آن که نوعی عبادت به حساب می آید همکاری می کنند . 

11 ) جنبه ی بخاطر سپاری کارها یا آیینهای خاص
: دررقصهایی که این جنبه در آن دیده میشود نوعی کار ، فنّ یا مراسم خاص با دقت و وسواس کامل به اجرا در می آیند این رقصها همچنین نوعی کارکرد آموزشی برای جوانترها دارند و شخص را برای انجام یک کار یا آیین خاص آماده می سازند مثل رقص شالیکاری در مازندران و یا رقص قاسم آبادی در گیلان یا رقص خوشه چینی در فارس یا رقص گندمکاران در عشایر خراسان . در رقص قاسم آبادی مراحل کامل نشا کردن برنج و مراحل دیگر برنج کاری به ترتیب و بطور کامل اجرا می گردد .
اکنون می پردازیم به ذکر نمونه های از رقصهای ایلات و عشایر ایران :
رقص در ایل بختیاری :

رقص در ایل نشانی از هم بستگی ، اتحاد و عاطفه است ، همه می رقصند دست در دست و دوشادوش یکدیگر . اگر رقص فردی هم باشد به منظور زورآزمایی است همانند چوب بازی که نوعی نشان قدرت واعتماد است ، آن هم همراه با موسیقی پرتحرکی که یادآور جنگ و ستیز است.
از رقصهای رایج و پرتحرک بختیاری رقص « سه پا » را باید نام برد ، در این رقص زن و مرد با نوای توشمالان می رقصند ، سه قدم برمی دارند بعد یک پا را جلو می گذارند و یک دست را پایین و دست دیگر را بالا نگه می دارند ، این حرکت با نظم و ترتیب خاص تکرار می شود .
از دیگر رقصهای مرسوم ومعروف در ایل بختیاری
  رقص گروهی «جیران ، جیران» است که گروهی است و مردان و زنان باهم در آن شرکت می کنند و می رقصند .
ازدیگررقصهای گروهی بختیاری ها که درآن حرکات دست و پا بسیارسریع بوده و نیازمند قدرت وانعطاف بدنی بسیار است رقص « هی دته » می باشد که همراه آهنگی ریتمیک اجرا می شود .
 

از جمله رقصهای دیدنی بختیاری ها که کم وبیش با اشکال مشابه و اندک تفاوتی در اکثر عشایرایران موجود است رقصی است با نام رقص آهنگ مجسمه - مشابه این رقص در نواحی لرستان با نام
  «  خُوس »  یا « خَسَه » و در خراسان و ایلات کرمانج که طایفه ای کرد هستند در شکلی مشابه انجام می گردد . در طی این رقص که با نوای سازهای نوازندگان ( توشمالان در میان بختیاری ها ) و همراه فراز و فرودهای موسیقی به تناوب اوج می گیرد وفروکش می کند زنان و مردان همراه هم ، می رقصند . توشمالان در حین اجرای آهنگ به ناگاه نوای موسیقی را قطع می کنند و در این حال رقصندگان باید مانند مجسمه بایستند و تکان نخورند . در این حال عده ای با دادن انعام و شیرینی از توشمالها می خواهند تا مجددا" بنوازند به این ترتیب نوای موسیقی با ردیگروبه ناگاه آغاز شده واین فرازوفرودها ادامه می یابد.لازم به توضیح است که نوازندگان و خوانندگان که حافظان فرهنگ موسیقایی و اشعار محلی هستند و سینه به سینه این فرهنگ شفاهی را حفظ می کنند در هر ایل با اصطلاحی خاص خوانده می شوند و در ایل بختیاری به طور کلی به آنها توشمال می گویند . هفت لنگان به آنها « توشمال » یا « میشکال »  و چهارلنگان به آنها  
« خطیر » می گویند . در ایل بختیاری هر طایفه و تیره ای توشمال و خواننده ی خاص خود را دارد تا همواره همراهشان اشند و در مراسم سوگواری و شادی کوچ نشینان را همراهی کنند . توشمالان در ایل بختیاری ، زنان و مردانی عاشق پیشه و شاعر مسلک هستند که بیشتر اوقات زندگی شان صرف ساختن ابیات ، لطیفه ها ، متلها و ضرب المثلها می شود و در واقع یکی از مهمترین اقشار پدیدآورنده و نگاهدارنده ی آثار و ادبیات عامیانه و فولکلور این سرزمینند . در مجالس رقص بختیاری ؛ زنانِ توشمال با صدای گرم و گیرای خود اشعار و ترانه هایی را در متن آهنگ نوازندگان ، می خوانند و مردان نیز با ابیات دلپذیر و شورانگیزی به آنها پاسخ می دهندو بسته به نوع مراسم در حاضران شور و حال پدید می آورند .
در بررسی اجمالی رقص و مراسم آن و رفتارشناسی متقابل نوازندگان ایلی و سایر اعضای ایل و ریشه های تاریخی رقص در ایل بختیاری به اختصار می توان این نکات را مطرح کرد :
 رقص نمادی از وابستگی های عاطفی اعضای ایل ،اتحاد ،همدلی و  هماهنگی اعضای  
طایفه وایل است .رقص دسته جمعی اعضای ایل در کنار یکدیگرنشانگر آن است که تمامی اعضا در برابر هر عامل خارجی متحد و یکپارچه اند و در حفظ داشته های فرهنگی یکدل و مصمم .
حضور مردان و زنان در رقص همراه و همپا ، کارکرد زنان در انجام امور ایل و احترام متقابل مردان ایل به آنان را می رساند .مردان ایل در همراهی زنان در رقصهای نمادین نشان می دهند که از نقش موثر زنان در فعالیتهای اجتماعی و فنی ایل آگاهند و برای آن ارزش قائلند . حضور زنان این مطلب را می رساند که مردان و در مجموع تمامی آحاد عضو ایل ، ضمن برخورداری از زحمات زنان ، آن را برای هر بیننده ی خارجی مطرح می کنند و تمایل دارند تا این موضوع به خوبی روشن شود که زن و مرد ایلیاتی در کنار هم امورایل را به انجام می رسانند و به یک اندازه در آینده ی ایل موثرند . حضور زنان در جمع توشمالها یا خوانندگان ایل نشان از اجازه ی ابراز وجود و بیان احساسات ، عواطف و عقاید زنان در ایل دارد .
چوب بازی که معمولا" مردان در آن شرکت می کنند ، نشانه ی وجود مردان دلیری است که در حفاظت از قلمرو ایل ،مصمم و توانایند . این مسئله از یکسو به اعضای ایل امنیت خاطر می دهد و شبهه ی امکان تجاوز به حدود ایل را ،از هر بدخواه خارجی می گیرد .
   

موسیقی و رقص در ایل بویراحمد
:
ایل بویر احمد همانند بیشتر ایلها وکوچ نشینان ایرانی برای موسیقی ورقص اهمیت بسیاری قائلند . کارکرد موسیقی و رقص در ایجاد یکدلی و اتحاد در بین اعضای ایل و حفظ سنتها و آداب و آیینهای ویژه ایل که سبب تثبیت و تمایز هویت فرهنگی ایل می گردد ، از مهمترین دلایل ماندگاری موسیقی ، اشعارو ترانه ها و رقصهای ویژه ی بویراحمدی هاست . سختی زندگی معیشتی ایلیاتی و تهاجم های گسترده به قصد یکجانشین کردن ( تخت قاپو ) و کنترل عشایر در یکصد سال اخیر و نیز ایجاد اختلاف در میان عشایر که در تاریخ عشایر ایران مهمترین راه کنترل عشایر از سوی حاکمیت مرکزی بوده
  و جنگهای خونین بین عشایر را سبب گردیده است ، موسیقی و رقص ها را در عشایر ایران خصوصا" بویر احمدی ها به شکلی حماسی 
درآورده است . همانند بختیاری ها موسیقی حماسی و ریتمیک همراه با ترانه ها یی که در وصف شجاعت و دلاوری و جنگ برای حفظ شرافت و هویت ایلیاتی سروده شده است و رقصهایی که در بسیاری از موارد حاکی از وجود قدرت بدنی نفرات و توان جنگاوری ایل است ریشه در این دوره های خاص جنگ و نبرد دارد .
بویر احمدی ها برای بخشی از ابیات شعرهای خاص ومعروفشان ، آهنگهای ویژه ای دارند ، این آهنگها را « قس »
 
می نامند . از مهمترین ومشهورترین قسها می توان به قس برنو و قس یاریار اشاره کرد . این ترانه ها ( مجموعه ی یک بیت خاص و قس آن ) محتوای حماسی ، عاشقانه یا در وصف طبیعت یا محیط و ایل دارند . از سوی دیگر موسیقی حزن انگیزی نیز به نام « تول چپ » دارند که در عزاداری توسط مهتر نواخته می شود .
در ایل بویراحمد زنان بیشتردررقص به هنگام شادی شرکت می کنند و مردان بیشتر در رقصهای حماسی و جنگاوری مثل رقص چوب شرکت می نمایند . از رقص های معروف بویر احمدی ها می توان به چوب بازی ، رقص چوبی ، رقص دوپا ، رقص سه پا ، رقص صددستمالی ، رقص یلعبه ، رقص بختیاری ، رقص نرمه نرمه و رقص ترکی شاه فرنگی اشاره کرد .
رقص در ایل  قشقایی :

ایل قشقایی از ایلهای بزرگ کشور ایران است که در واقع کنفدراسیون بزرگی متشکل از طوایف مختلف است . رقص چنانکه گفته شد در ایل قشقایی نیز نشانه و نماد همبستگی ، اتحاد و دوستی است . درهنگام رقص همه دست در دست هم و دوشادوش یکدیگرند . در بین عشایر قشقایی رقصهای گوناگونی معمول است که در تمامی آنها زنان و مردان در کنار یکدیگرند و تقریبا" در اکثر رقصهای قشقاییان زنان و مردان هردو حضور دارند . در جشنها مردان و زنان هریک دو دستمال در دست می گیرند ، پیرامون یک دایره ی بزرگ ایستاده و با آهنگ کرنا و دهل ضمن تکان دادن دستمالها با حرکات موزون پیش می روند . چوب بازی که رقصی معمولا" مخصوص مردان است بدین ترتیب انجام می گیرد که طبال بر طبل می کوبد و کرنازن در ساز خود می دمد زنها حول یک دایره ایستاده کل
Kel   می کشند و مردان در میان به چوب بازی یا رقص « در مرو » می پردازند . در این بازی مردان دوبه دو با چوبهای کوتاه و یک چوب بلند با یکدیگر می رقصند و مبارزه می کنند همراه با آهنگی که به تدریج اوج می گیرد و ریتم آن تندتر می شود سعی می کنند تا با زدن چوب به پای حریف چوب بلند را تصاحب و حریف را از میدان بدر کنند و بدین ترتیب رقص ادامه می یابد تا برنده ی  نهایی مشخص گردد . استفاده از لباسهای با رنگهای متنوع و شاد و دستمالهایی با رنگهای زیبا و رنگارنگ زیبایی رقصهای هنرمندانه ی قشقایی را دو چندان می کند .
همانگونه که گفته شد بدلیل جنگها و مصائب ناشی از آن و حضور کوچ نشینانی همچون ایل بختیاری و بویر احمدی و ... در مناطق استراتژیک برای دولت مرکزی ایران و راهها و جاده های بااهمیت کشور ،موسیقی و رقص در میان این ایلات بیشتر رنگ و بوی حماسی و جنگاوری دارد . اما از دیگر موسیقی و رقصهای قابل تامل در میان ایلات و عشایر
 
ایران زمین ، موسیقی و رقصهای مرسوم در منطقه ی شرق ایران یا ایلات و عشایر استانهای شرقی شامل خراسان و سیستان و بلوچستان می باشد که بیشتر مفاهیم عرفانی را در بر می گیرد . رقص در این ایلات سوای رقص چوب و برخی رقصهای حماسی بیشتر همراه با چکامه یا چامه یا چهاربیتی های عرفانی که با سوز خاص و همراه سازهایی چون دوتار نواخته می شود ، نمادینه هایی از مفاهیم نیاز و طلب ، عشق و آرزو ، حرمان و جدایی و عبادت و پرستش عرفانی را به نمایش می گذارد و گاهی بسیار به سماع دراویش نزدیک می گردد . از مهمترین این رقصها می توان به پرستش یا عبادت مرغ حق ، نوایی یا ناز لیلی ، پرواز سیمرغ و نار حق اشاره کرد که علاوه بر زیبایی اعجاب انگیز هنر رقصندگان آن ، گنجینه ای گرانبها از چکامه های سروده شده توسط شاعران تاریخی این سرزمینها و حفظ سینه به سینه ی آنها می باشد که معمولا" با سوز و گداز فراوان در سکوت ساز یا در لحظات فرود آهنگ ، خوانده می شود و سپس موسیقی اوج می گیرد و رقصنده که در اصطلاح محلی به او بازیگر می گویند به پرواز در می آید . بسیاری از بازیگران عشایر شرق ایران خصوصا" در خراسان بازی ( رقص ) را نوعی عبادت می دانند و پیش از آغلز آن وضو می گیرند و نماز می خوانند .
علاوه بر رقصهای عرفانی در میان عشایر و ایلات خراسان ، نیز رقصهای شاد و نشاط انگیزی همچون رقص چوب و رقصهای دیگری که با نوای دهل و سرنا یا دوتار همراهی می شود وجود دارد که بیشتر در اعیاد و جشنها و پایکوبیها از آنها استفاده می شود . بخشی از این رقصها به همراه شعر و آهنگ ِ زمینه شان بیان کننده ی حماسه هایی پرشور از سرداران و قهرمانان تاریخی و مردمی این سرزمین است .
 بی شک رقص و ترانه های محلی عشایر بخشی از گوهر گرانبهای فرهنگ و فولکلور این سرزمین است که نشان از مردمی صبور،  سلحشور، سخت کوش ودو ستدار آب و خاک سرزمین مادریشان ایران بزرگ دارد و نشان دهنده ی سابقه ی تاریخی فرهنگی غنی و غرورآفرین در این سرزمین است .کنکاش در هر بخش از هنر اصیل ایرانی به یقین به خوبی نشان از این موضوع دارد که هرگاه فرهنگ اصیل ایرانی که ریشه در تاریخ باستانی آن دارد ،از زیر یوغ اسارت و تهاجم فرهنگهای دیگر خارج شده و فرصت نفس کشیدن یافته ، مفاهیمی سرشار از انسانیت و احترام به انسان و خصوصا" توجه به برابری و حقوق تمامی اقشار جامعه ی بستر و به ویژه احترام و رعایت حقوق زنان به عنوان یکی از کلیدی ترین و مهمترین پایه های جامعه رخ نشان داده است . در یک کلام هر بخش از فرهنگ ایران زمین نشانگر بخش دیگری از عظمت روح انسانهای پدیدآورنده آن است . انسانهایی عاشق که همیشه واژه ی انسانیت را اعتلا بخشیده اند

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آبان 1387ساعت 12:43  توسط مهرداد ماتریکس  |